خرید بک لینک
سلام دوستای گلم...این پست همون پست بعدیه که قرار بود بعد از کشف ناشناخته ها بذارم...کمی تا قسمتی از نگرانی هام رفع شده...زندگی مجردی با دوستام خوبه در واقع اونقدر سرمون شلوغه که خیلی سریع میگذره...بخش داخلی هم خیلی کار داره و خوراک خودمه چون اصولا من آدمی هستم که سرم میخاره واسه دردسر و مشغله و این بخش کاملا به من میاد...پیوندمان مبارک....هه هه هه...خلاصه سر اینجانب حسابی شلوغه مخصوصا که دارم جدی تر کار پایان نامه مو دنبال میکنم اونم با استاد راهنمایی که از من بیشتر واسه تموم شدنش عجله داره...خدا بهم رحم کنه...راستی فردا امتحان پزشکی قانونی دارم ...برام دعا کنی

برچسب: پاییز مبارک,پاییز مبارک اس ام اس,پاییز مبارک باد,آمدن پاییز مبارک,فصل پاییز مبارک,شعر پاییز مبارک,متن پاییز مبارک,پیامک پاییز مبارک,پاییز تولدت مبارک,اولین روز پاییز مبارک, نویسنده: اشکان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 7:12

اسماعیل تو کیست؟ چیست؟اکنون تو در منایی: ابراهیمی، و اسماعیلات را به قربانگاه آوردهای؛اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیت، شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ معشوقت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیات؟ زیباییات؟ ... من چه میدانم. این را تو خود میدانی، تو خود آن را، او را، هر چه هست و هر که هست، باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی؛من فقط میتوانم نشانیهایش را به تو بدهم:آنچه تو را در راه ایمان، ضعیف میکند، آنچه تو را در رفتن، به ماندن میخوا

برچسب: نویسنده: اشکان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 7:12

در قبائل عرب همواره جنگ بود، اما مکه "زمین حرام" بود وچهارماه رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم "زمان حرام" یعنی جنگ در آن حرام است. دو قبیله که با هم می جنگیدند، تا وارد ماه حرام می شدند، جنگ را موقتاً تعطیل می کردند؛ اما برای آنکه اعلام کنند"در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت" سنت بود که بر قبه ى خیمه ى فرمانده ى قبیله پرچم سرخی می افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم، همه بدانند که "جنگ پایان نیافته است". آنها که به کربلا می روند، می بینند که جنگ با پیروزى یزید پایان گرفته و برصحنه ی جنگ، آرامش

برچسب: بگذار این سالهای حرام بگذرد, نویسنده: اشکان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 7:11

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و سجاده اش عبور کرد.مرد نمازش را قطع کرد و داد زد:"هی!!!!چرا بین من و خدایم فاصله انداختی؟" مجنون به خود آمد و گفت:"من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟" برگرفته از کتاب"فرشته بیکار"

برچسب: نویسنده: اشکان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 7:11

سلام خدا...میخواهم حرف بزنم.میخواهم مخاطب خاص این پستم باشی...لطفاًباش...میخواهم از ضمیر مفرد استفاده کنم...نمیدانم زشت است یا نه...ولی میخواهم آنقدر راحت حرف بزنم که حس کنم کنارم هستی...همونقدر نزدیک که خودت گفتی...خدای من...ممنون که هستی...ممنون که فکر بودنت ناگهان تمام آرامش نداشته را میریزد در وجودم...ممنون که هیچ وقت نگران نبودنت نیستم...ممنون که بدون اینکه تلاش کنم تا جان حرفهایم را بگویم خودت میفهمی...کافیست حس کنم...کافیست در دلم بگویم...کافیست فقط نگاه کنم...یا بغض...ممنون خدا که همه حرفای گفته و نگفته دلم را میدانی...ممنون که تا ناامید میشوم حضورت بهتری

برچسب: ممنون خدا,ممنون خدا جون,خدایا ممنون,ممنونم خدا,خدایا ممنون که هستی,خدايا ممنون,ممنونم خداجون,خدایا ممنون از یاسر بینام,خدایا ممنون یاسر بینام,ممنونم خدا جونم, نویسنده: اشکان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 7:11

شادی امری روحی است,

سرچشمه آن جسم تو نیست.

فرد می تواند حتی در بیماری شاد باشد,

او می تواند حتی به هنگام مرگ شاد باشد.

شادی درونی است.

درد و لذت هر دو ریشه در جسم دارند,

ولی شادی وابسته به وجود است.


"اوشو"


برچسب: شادی صدر,شادی,شادی پهلوی,شادی امین,شادیاب,شادی امینی,شادی پهلوی ویکی پدیا,شادی یعنی,شادی یوسفیان,شادی قدیریان, نویسنده: اشکان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 7:11

صفحه بندی